تبلیغات
آزاد - ادبیات پشت کامیونی
آزاد
دانلود . سرگرمی و موبایل , نرم افزار , عکس , کلیپ و مطالب آموزنده
یکشنبه 9 آبان 1389

ادبیات پشت کامیونی

یکشنبه 9 آبان 1389

نوع مطلب :غیره، 
نویسنده :فرشاد اسدی


لاستیك قلبمو با میخ نگات پنچر نكن 

بوق نزن ژیان 
میخورمت 

بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع 
عشق آمد و گفت من بی سوادم 



قربان وجودت که وجودم زوجودت بوجود آمده مادر 

شتاب مكن،مقصد خاك است 

رادیاتور عشق من ازبهر تو، آمد به جوش 
گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم 

تو هم قشنگی 

کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت 

سر پایینی برنده 
سر بالایی شرمنده 

داداش مرگ من یواش 

كاش میشد سرنوشت را از سر نوشت 

تند رفتن که نشد مردی 
چشم انتظارم كه برگردی 

یا اقدس 
یا هیچكس 

زندگی نگه دار پیاده میشم 
آیی بی وفا کجا میری 
اونطرفی که ورود ممنوعه 

ای ماشین با مرام، نشو نامرد با ما 

عشق یعنی 
بهش بگی دوسش نداری ؛ 
و بعد بری یه گوشه و حسابی گریه کنی 

محبت از درخت آموز که سایه از سر هیزم شکن هم برنمیدارد 

دریای غم ساحل ندارد 

بابا تو دیگه کی هستی 

قربون دل غریب پرستت 

داداش، جون من یواش 

خوش غیرت 


از عشق تو لیلی ........... رفتم زیر تریلی 

دنبالم نیا اسیرم می شی 

همه از مرگ می ترسند من از رفیق نامرد 

در پناه مولا 

به مد پرستان بگو آخرین مد کفن است